مردم ميناب سخت كوش، استوار، وطن دوست، مهمان نواز و متدين هستند و به زبان فارسی و لهجه شيرين مينايی سخن می گويند. ساكنان شهر ميناب مسلمان و پيرو مذهب شيعه جعفری و سنی بوده و زبان مردم شهرستان ميناب، فارسی و لهجه های مينابی، بشاگردی، بلوچی در اين منطقه رايج است. شمار زيادی مهاجر لاری و بستكى در اين شهرستان ساكن شده اند و به لهجه های خود سخن می گويند.

(مردم زحمتكش ميناب)
بندر های مهم شهرستان ميناب، عبارتند از: تياب، كلاهی، كرگان، كوهستك، سيريك. بعضی از اين بندرها، خليج های كوچكی دارند كه به آن «خور» می گويند. اين شهرستان از سوی شمال به شهرستان رودان، از باختر به شهرستان بندر عباس و دريای پارس، از خاور به شهرستان جاسك و استان كرمان و از جنوب به شهرستان جاسك و تنگه استراتژيك هرمز محدود است. بخش های شمالی و خاوری شهرستان ميناب كوهستانی و بخش مركزی و باختری آن، دشتی است. بخش دشتی آن به درازای حدود 120 كيلومتر از بندر تياب تا نزديكی روستای كرگوشكی نوار كرانه ای ( كرانه خاوری تنگه هرمز) قرار دارد. آب وهوای اين شهرستان، مانند ديگرنواحی استان هرمزگان گرم و مرطوب است.
وجه تسميه و پيشينه تاريخى
از دشت ميناب با نام پيشين هرمز كهنه، ياد شده و از دير باز تا كنون به نام های منا، مناب، مناو، مينا، ميناو، مينو، … آناميس نيز خوانده شده است. ميناب را به دليل نزديكی با دريا و وجود رودهايی در پيرامون آن، «ميان آب» نيز گفته اند، كه اندك اندك به ميناب تغيير يافته است.
واژه ميناب، در گذشته به جهت شفافيت آب رود ميناب، مينا آب بوده، كه به مرور زمان و به دليل دگرگونی، حرف«آ» از بين رفته و به گونه ميناب درآمده است. مردم محل بر اين باورند كه در روزگاران كهن، دو خواهر به نامهای «بیبی مينو» و«بیبی نازنين» اين شهر را پايه گذاری كرده اند. ناحيه ميناب از ديرباز نه تنها به نام های گوناگون، نظر جهانگردان را به خود جلب کرده، بلكه دستخوش يورش های ويرانگر نيز بوده است. در محل امروزی ميناب، شهری آباد، كه مركز ايالت هرمز كهنه بوده، قرار داشته كه تيمورلنگ با يورش وحشيانه خود، آن را خراب كرده و هفت دژ استوار آن را نيز ويران ساخته است. يكی از دژهای ويران شده شهر به نام دژ«بی بی می نو»، كه همان «بی بی مينو» باشد، در گوشه خاوری شهر باز مانده است و به اين دژ «هزاره» هم میگويند. از بازماندههای تاريخی اين شهر، دژ ميناب است، كه شهر ميناب بر دامنه آن بنا شده است. اين دژ تا اواخر دوران قاجاريه، مركز حكومت بوده و اكنون خرابه ای بيش نيست.
کشاورزی و دام داری
كشاورزی و باغ داری شهر ميناب و پيرامون آن از رونق ويژهای برخوردار است. آب شيرين فراوان همراه با خاك حاصل خيز دشت ميناب، جايگاه مناسبی را برای كشاورزی در اين ناحيه فراهم ساخته است. از اين رو توليدات زراعی شهرستان ميناب، 40-50 روز روزدتر از توليدات كشاورزی خوزستان وارد بازار میشود. فرآوردههای كشاورزی و باغ داری ميناب خرما، مركبات (ليمو ترش و نارنگی)، صيفی، سبزی، … است.

(باغهاى روستاى بهمنى ميناب)
مركبات اين شهرستان از مرغوبيت ويژهای برخوردار بوده و خرما به عنوان يك توليد سنتی جای ويژه ای در كشاورزی و زندگی مردم اين ديار دارد. آب كشاورزی ميناب از چاه نيمه ژرفا و آب آشاميدنی آن از چاه معمولی تامين می شود. كشت دربندر سيريك شهرستان ميناب به گونه سنتی بوده و مهم ترين فرآوردههای كشاورزی آن خرما، ليمو ترش و تره بار هستند.
دامداری در اين شهرستان بسته به جايگاه مراتع و شرايط زيستی مناسب از رونق خوبی برخوردار است. در ميناب پرورش بز، گوسفند، گاو و گوساله به روش سنتی انجام می شود.

صنايع و معادن
مجتمع صنايع تبديلی مركبات (كارخانه آبليموگيری) يكی از صنايع مهم ميناب به شمار می رود كه با بهره برداری روزانه 50 تن، در سال 1367، گشايش يافته و به دنبال آن دگرگونی بزرگی در جايگاه اقتصادی اين شهرستان به وجود آورده است. از صنايع ديگر شهرستان ميناب می توان كارخانهمواد خوراكی، كارگاه های نساجی، كارخانه های مصالح ساختمانی، كارخانه تهيه ابزار فلزی را نام برد. همچنين به دليل همسايگی بخش بزرگ كرانه های شهرستان ميناب با كرانه های خاوری تنگه هرمز ( حدود 120 كيلومتر) ماهی گيری يكی از كارهای مهم بوده كه تاثير زيادی در اقتصاد شهرستان داشته است.
همانطور كه در مطلب قبلى ذكر كردم صنايع دستى ميناب حصير بافى ، قالى بافى ، سبد بافى ...را ميتوان اشاره كرد .

جنگل
جنگل شهرستان ميناب 140000 هكتار است. بيشتر پوشش جنگلى اين شهرستان در اطراف بندر سيريك و در جنوب ميناب گسترش دارد و محل رويش آنها جلگههاى ساحلى، سيلها و آبرفتهاى رودخانهاى مى باشد. گونههاى درختى و درختچهاى شهرستان ميناب عبارتند از:
كهور، كهورك، كنار، استبرق، اسكنبيل، لوچ، گز و كرت.
علوفهاى و بوتهاى
كلاه مير حسن، پيچك، بادهنگ، چمن مرتعى، زرده چمن، چتريان، مريم گلى، ورك، اسفند، خارشتر، اشورك و خرزهره ...

