تبليغاتX
انبا مینو

تياب٬ از توابع ميناب در استان هرمزگان، به زبان محلى به آن مى گويند تيسو و معناى آن ته آب است. هنوز هم مردم بومى براى آب تياب ارزش معنوى قايل هستند و طبق يك روايت محلى چون زمانى كشتى نوح از اين محل گذشته حتى خواص درمانى براى آن متصورند.
اگر به سالى كه پروژه پرورش ميگو در اين منطقه مى خواست شكل بگيردنگاه كنيم به واقع اينجا ته آب بود ونه ته آب بلكه ته دنيا و داراى كمترين امكانات، بدون جاده دسترسى مناسب، امكانات بهداشتى و رفاهى مناسب و جالبتر اينكه بدانيد در ميان چهاراستان ساحلى جنوب كشور منطقه تياب به پرامكانات ترين سايت پرورش ميگو دركشور معروف است و هنوز هم به حق در عين نداشتن امكانات كافى از بقيه سايت هاى پرورش ميگو در كشور مجهزتر و كم دردسرتر است.
در خاطره قديمى ترها آمده است در سالهاى اول كه اولين علاقه مندان به كار باعزت در اين منطقه پاگذاشتند. كسى باور نمى كرد اين همه تحول ايجاد شود. آخر قبلاً  هم خيلى ازمهندسين آمده و پس از مدتى نقشه بردارى و تجهيز كارگاه رفته بودند و منطقه همچنان جاى رفت و آمد حراميان قاچاق مانده بود ولى كم كم با پايمردى و شجاعت اولين آدمهايى كه براى ميگوپرورى به منطقه ما آمدند نشانه هاى روشنى از نور و اميد ديده شد. قديمى ها يادشان هست آن آقاى دكتر كه اولين كپر را در منطقه مستقر كرد.
وقتى هنگام ورود قبل از هرگونه استراحت و صرف وقت، نقشه هاى استخرها را جلوى خود باز كرده بود، عده اى مى گفتند كه ما باورمان نمى شود اينجا ميگو دربيايد و اينها هم دنبال قاچاق و دنبال كارهاى خلاف هستند ولى كم كم ثابت شد كه اينها براى نان درآوردن از طريق تلاش و زحمت آمده اند و آمده اند تا سفره اى را پهن كنند كه نسلهاى بعد از آن استفاده كنند و عصرهاى متمادى از آن بهره مند شوند.
  

در مسير تياب
به ميان مردم روستاهاى دهستان تياب مى رويم، مازغ بالا، مازغ پايين، پازيارت كلاهى و آن طرف تر نخل ابراهيمى، چلو و ...
در اينجا به جوانان سخت كوشى مى رسيم كه هر يك از آنان الگويى هستند براى كارگران ايرانى، جوانانى آن چنان سخت كوش كه قبل از پروژه ميگو گاهى تا ۳۰ كيلومتر راه در روز از ميان كوه و دشت و در آفتاب هرمزگان مى پيمودند تا يك كارتن سيگار خارجى را به آن طرف مرزهاى ايست بازرسى برسانند.
و اكنون چه؟
زمانى كه در سال۱۳۷۲ اولين پروژه پرورش ميگوى بخش خصوصى فعال شده شور و شوق در دل مردم منطقه ايجاد كرد. پيدا شدن كار، خلاص شدن از دست قاچاق كالا، آباد شدن منطقه و... در طى اين ۱۰سال بيش از ۱۰هزار تن ميگو از اين شوره زارها حاصل شد، هزاران نفر مشغول كار شدند، تحولات عظيم فرهنگى و اجتماعى رخ داد و تياب از حالت ته آب بودن قديمى خارج شد. حالا ديگر همه تياب را مى شناسند و نه براى قاچاق و... بلكه به عنوان پشتيبانى توليد ميگوى كشور و منطقه٬توليد ميگو علاوه بر ايجاد اشتغال و ارزآورى زمينه كاهش قاچاق كالا و ايجاد امنيت را فراهم کرده است.
بعد از آمدن پروژه ميگو يك سرى شغل هاى جديد در اين منطقه ايجاد شده است كه بعضاً خيلى هم جالب است. مثلاً زنان و دختران روستاهاى اطراف، در اول شروع دوره  به خورها مى روند و هنگام جزر دريا صدف هاى دوكفه اى را جمع مى كنند و گوشت آن را درمى آورند و به صاحبان مزارع مى فروشند تا به عنوان غذاى كمكى به ميگوها بدهند. زنان روستاى كلاهى يك نوع نرم تن كه به زبان محلى به آن ملوك مى گويند را جمع مى كنند و پيرمردى از همان روستا از آنان مى خرد و به پرورش دهندگان مى فروشد. رانندگانى كه قبلاً در كار قاچاق بوده اند اكنون با وانت هاى خود در مزارع كار مى كنند و يا بعضى از آنها به توزيع يخ، نان و ديگر مايحتاج مزارع مى پردازند، حصيربافانى كه ديواره هايى از جنس برگ خرما مى بافند و به آن سوند مى گويند بعد از آمدن پروژه ميگوفروششان چندين برابر شده و صاحبان مزارع با خريد اين سوندها اتاقك هاى نگهبانى و يا انبار موقت مى سازند.
اگر به جنبه هاى مختلف مسائل اجتماعى، فرهنگى و اقتصادى چنين پروژه هايى در نوار مرزى بيشتر دقت شود به حق بايستى از شيلات و كليه دست اندركارانى كه موجب راه اندازى اين پروژه ها شده اند قدردانى كرد !!!!

گلايه از كسانى كه بدون در نظر گرفتن اهميت موضوع با رهايى اين نهال نوپا و فراموشى آن در تندباد حوادث باعث كند شدن روند رشد اين پروژه ها مى شوند.

+ نوشته شده توسط سمیره در 86/07/19 و ساعت 11 |