تبليغاتX
انبا مینو

 

" روزی روباهی از کنار دهی می گذاشت٬ چشمش به خروسی افتاد که دانه بر می چید . پیش رفت و سلام کرد و گفت : رفیق پدرت را خوب می شناسم بسیار خوش آواز بود و از آوازش لذت می بردم . تو چه طور می خوانی ؟؟ اکنون می بینی من هم مثل پدرم خوش آواز هستم . فوری چشمایش بست و بالهایش را به هم زد و آواز بلندی را سر داد . روباه برجست وخروس را به دندان گرفت و فرار کرد ...... "

همه با خواندن این متن حتما یاد سختی های درسهای کلاس دوم می افتیم که معلم ما را اجبار به خواندن آن می کرد و در آخر ساعت درسی تاکید بر حفظ و نوشتن درس را داشت .... خونه که می رسیدیم از طرفی دیگر مامان کتاب در دست گرفته می گفت : " بیا اینجا بینم درستو بخون اگه نخوندی امشب پارک نمی ریم .... "

اما حالا دیگه فکر نکنم بچه ها فشار درسی داشته باشند از این به بعد با کمک آموزش و پرورش قرار همه درسها به صورت عملی و نمایشی اجرا شود و دانش آموزان آنچه را که می بیند ٬میتواند تصور داشته باشد و در ذهن خود نگه دارد .

این کار در دو مرحله گذشته توسط کانون فرهنگی تربیتی شهید عمرانی و معاونت پرورشی و مدیریت آموزش و پرورش شهرستان میناب برگزار شده٬ اکنون نخستین جشواره تاتر درسی در کل استان هرمزگان برگزار می شود . امیدوارم بعد از جشنواره با کمک دوست عزیزم بتوانم عکسها رو اینجا بذارم .

۳۰ بهمن ماه الی ۲ اسفند ماه ۱۳۸۶

کانون فرهنگی تربیتی شهید عمرانی ٬ میناب .              

                    

 

 

+ نوشته شده توسط سمیره در 86/11/28 و ساعت 16 |