فرهنگ همان اصل و ذات زندگی است ٬ جوهر و گوهر هستی است ٬ همان رود مواج و خروشانی است که انسان را به دریای کمال رهنمون می سازد و آن حقیقتی است که به انسان ٬ انسانیت می بخشد و او را صاحب هویت و شخصیت می سازد . از آنجا که در جامعه ما ارزشهای فرهنگی اهمیت فراونی دارد ٬ در این مقطع مهم از حیات اجتماعی و فرهنگی شهرستان میناب که فرهنگ آن در معرض هجوم فرهنگ های زاده صنعت و صنایع ماشینی قرار گرفته است ... و زمان تغییراتی کرد که این تغییرات لحظه به لحظه با پیشرفت علوم جدید چهره خود را عوض کرده ..!
بازی ها و لالایی های رایج در شهرستان میناب بعنوان یکی دیگر از شاخه های ادبیات عامیانه است بخشی از بارزترین نمودهای فرهنگ عمومی این شهرستان به حساب می آید ٬ هنوز زمینه پژوهش فراوانی در این عرصه وجود دارد و لازم است سازمانها و موسسات در خصوص جمع آوری لالایی ها و اداب و رسوم عامیانه سرمایه گذاری بیشتری نمایند چرا که لالایی ها جزو اولین و ابتدئی ترین اشکال شعر غیر رسمی یا افواهی کودکان محسوب می شود و قدمتی برابر با اولین اشعار فارسی دارد ٬ نا گفته پیداست که اگر این لالایی ها جزو ادبیات فولکلوریک به شمار می آیند به صورت مدون پیدا نکنند بزودی نسلی از مادران و مادر بزرگهای نا آشنا با لالایی ها خواهیم داشت !!!

اگر چه امروزه نیز این امر در برخی از مادران جوان مشاهده می شود که حتی یک لالایی هم بلد نیستند تا برای فرزندانشان بخوانند و این حکایت از یک فقر فرهنگی غیر قابل توجیه دارد . اهمیت لالایی ها همین بس که سر شارند از دوستداری کودک ٬ امید و آروزی مادرانه ٬ نگرانی های زندگی و عقاید مذهبی ٬ کودک با ترانه های مادرانه کلام منظوم را از غیر منظوم باز می شناسد و موسیقی و قافیه سازی را تجربه می کند . دریغ و صد افسوس امروزه دیگر آن نغمه های دلنواز و آن قصه های پر رمز و راز از زبان مادران شنیده نمیشود ٬ امروزه مادران حتی برای خواب کردن اطفال خود دست به دامان دستگاهای صوتی و تصویری شده و لالایی های ضبط شده با آهنگی ناموزون و ملودی نامربوط در کنار گوش طفل خود می گذارند و غافل از اینکه صوت و صدای موسیقیی مادر بهترین آرام بخش برای کودک است ..
ویکتور هوگو ـ شاعر و نویسنده نامدار فرانسوی ـ بر این باور است " کودکان فرستادگان خداوند از بهشت موعودند و منشا خیر و برکت هر خانواده ای به شمار می آیند " این سخن را حداقل بدین جهت که از ساغر فکر و اندیشه یکی از نوابغ جهان بشریت و از ژرفای جان یکی از نامورترین اندیشمندان سده های اخیر عالم انسانی تراویده است ٬ باید به گوش جان بشنویم و سعی نماییم که همواره و در حال به این آفریدگان پاک سرشت و معصوم خداوند به چشم بزرگترین هدایا و موهبت های ایزدی که خدا به ما ارزانی داشته است بنگریم و تردید نداشته باشیم .. ٬ واقعیت این است که در آن هنگام که دنیای کوچک پدارن و مادران را جاه طلبی میآلاید و برکه زلال زندگی بخاطر خود خواهی ها و آزمندی های میانسالان و سالمندان تیره و کدر می نماید ٬ دنیای پاک و بی آلایش کودکان که نظیری برای آن نمیتوان یافت جلوه گری می آغازد و ان همه صفا و صمیمیت و معصومیت و زلال اندیشی کودکانه نظر همگان را معطوف خویش میگرداند ٬ خواه این دنیای پاک متعلق به کودکان موطلایی اروپا باشد و یا خواه متعلق به کودکان گندمگون و سیاه چشم جنوب .... !!!!
بنابراین اگر تلاش لازم به کار بسته نشود لالایی ها به همراه مادربزگها برای همیشه در گورستان تاریخ و در دل سیاه خاک مدفون خواهند شد و این برای فرهنگ میناب که از قدمت و غنای در خور توجهی برخوردار است خوشایند به نظر نمی رسد .
انواع لالایی در میناب : لالایی خاستگاه ٬ لالایی جیلی ٬ لالایی آرام جان ٬ لالایی کشک پا ٬ لالایی تاتکی ٬ لالایی اهومبا ٬ لالایی مناظره ای و غیره .. در بیان لالایی و هدف از خواندن مادر برای فرزند بیشتر برای دعا کردن و آرزوی زنده ماندن فرزند و طلب کمک و حیله های خواباندن کودک به همراه اعتقادات و باورها از این لالایی ها در قدیم استفاده می شد .

